خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
آرشیو وبلاگ
دی ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
لینک دوستان
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
سلام مدتهابود به دنبال معنی واقعی عشق می گشتم تا اینکه به این مقاله برخورد
چندین بار خوندمش فکر می کنم تا حدودی به جواب نزدیک شده ام
در روایات است که "من عشق فعف ثم مات، مات شهیدا"؛ کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است.
هدف آن بود که بدانیم عشق، این پدیده شگفت انگیز چیست و چه آثار و نشانه هایی دارد. بدین منظور به سراغ حکیم متألهی رفتیم و پاسخ این پرسش را از او جویا شدیم و چه حکیمانه فیلسوف اسلامی، صدرالمتألهین شیرازی برایمان از عشق گفت
عشق نفسانی از انواع عشق مجازی است که در بررسی انواع عشق از نظر ملاصدرا بدان اشاره شد.
اگر چه ملاصدرا عشق نفسانی را میستاید و آن را از جمله فضایل میداند لکن معتقد است که از نوع فضایلی است که بین فضایل عقل مفارق محض و نفس حیوانی قرار دارد و لذا این نوع فضیلت بطور مطلق در هر وقت و در هر مکان و بر هر حال ممدوح نیست بلکه لازم است که این عشق در اواسط سلوک عرفانی و در حال توفیق نفس و بیدار شدن از خواب غفلت به کار گرفته شود و هنگامی که از این پل گذشت و قدم در راه حقیقت گذاشت دیگر توسل بدان جایز نیست و از رذایل به حساب میآید.
این عشق گذرگاه و پلی است برای رهایی از دام عشقهای شهوانی و ظلمانی و رسیدن به عشق حقیقی که همان محبت به خدا و صفات و افعال اوست.
بر همین اساس اگر عشق و محبت به زیبا رویان به منظور تربیت، تعلیم و تهذیب باشد از جمله فضایل است که دلها را رقیق، ذهنها را تیز و نفسها را بر ادراک امور شریفه بیدار میکند و باید این عشق را عشق عفیف دانست که سبب تلطیف نفس و تنویر قلب است و در روایات است که "من عشق فعف ثم مات، مات شهیدا"(1)؛ کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است.(2) زیرا سبب می شود انسان به جمال و کمال الهی توجه کند. آن چنان که در حدیث داریم:"إن الله جمیل و یحب الجمال(3)؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. و زیبا رویان مظهر جمال الهی اند و زیباییهای ظاهر حکایت از زیباییهای معنوی دارد و انسانها با توجه به آن مظاهر زیبا مشتاق زیباییهای معنوی میشوند.
یعنی عاشق سعی میکند به معشوق خود علم و آداب حمیده و اشعار زیبا و صنعتهای دقیق و داستانها و حکایات و احادیث خوب بیاموزد.(4) ملاصدرا میگوید " ما خود شاهد این گونه آثار و فواید بودهایم و قسم به جان خودم که این گونه عشقها انسان را از تمام همّ و غم و گرفتاریها فارغ و خلاص میکند و فقط همّ او یک همّ میشود و آن همّ ، رؤیت زیبایی است که مظهر جمال و آثار رحمت حق است که فرمود: "لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم"(5) ؛ به تحقیق انسان را در زیباترین شکل آن آفریدیم. و " فتبارک الله احسن الخالقین"(6) ؛ پس آفرین بر خداوندی که نیکوترین آفریدگاران است.
در روایات است که "من عشق فعف ثم مات، مات شهیدا"؛ کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است.
اما اگر این عشق با شهوات حیوانی آمیخته شود قطعاً سبب سقوط و گمراهی نفس می شود.
در واقع این مرحله چون برزخی است که سقوط و صعود عاشق در آن امری طبیعی است. هم میتواند به مرحلهی حس و امور جسمانی سقوط کند و هم میتواند از این وادی نیز بگذرد و از این مرحله چون نردبانی برای تعالی بیشتر مدد جوید و لذا میتوان گفت این عشق گذرگاه و پلی است برای رهایی از دام عشقهای شهوانی و ظلمانی و رسیدن به عشق حقیقی که همان محبت به خدا و صفات و افعال اوست
مبداء عشق حیوانی شهوات بدنی و هدف آن طلب لذت حیوانی و ارضای تمایلات خود محب است و از آن خشونت و جنایت برمیخیزد. انسان آنگاه که تحت تأثیر شهوات خویش است از خود بیرون نرفته است. شخص و شیء مورد علاقه را تنها برای خود میخواهد و اگر به او میاندیشد بدین صورت است که چگونه از وصال او بهرهمند شود و حداکثر تمتع را ببرد و اگر نسبت به او غیرت میورزد غیرتش حیوانی است.
در مقابل عشق نفسانی محبتی خالص است و به کلی از شهوت و منفعت برکنار است. این نوع عشق انسان را از خودپرستی بیرون میبرد و این حصار و محدودیت را میشکند. وجود عاشق را توسعه داده و کانون هستیاش را عوض میکند. این نوع عشق نفس و روح را نرم، آرام، مهربان، صاحب وجد و حزن و گریه و رقت دل میکند . در این مرحله، عاشق شیفته از معشوق خود تصویری متعالی و متکامل برای خویش ترسیم میکند و دیگر حواس او در مقابل اثری از غیر محبوبش حساسیتی ندارد. در این نوع عشق که عشق خیالی(3) نیز نامیده میشود عاشق نگران از دست دادن و مهجور شدن محبوب خود نیست زیرا محبوب همواره با اوست. زیرا صورت معشوق در عالم خیال او جاودانه شده و در وجود او تبلور یافته است و راه جبران فراق و دوری را همین تصور خیالی میداند و لذا هرگز از معشوق خیالی خود جدا نیست و تا جایی پیش میرود که خیال محبوب را از خود محبوب عزیزتر و گرامیتر میدارد(4). ملاصدرا اشعاری را از محییالدین عربی ذکر میکند که اشاره به این نوع از عشق دارد که عشق نفسانی غیر از عشق حیوانی و جسمانی است.(5)
هنگامی که انسان تحت تأثیر این نوع عواطف و احساسات عالی قرار میگیرد محبوب و معشوق در نظرش احترام و عظمت پیدا میکند و سعادت او را میخواهد و آماده است خود را فدای خواستههای او کند. این نوع از احساسات اگر به اوج و کمال برسد به روح شکوه و شخصیت و عظمت میدهد.(5)
البته نظریه سومی نیز وجود دارد که معتقدست ریشهی همه عشقها امر جنسی است ولی همین امر جنسی در شرایط خاصی تدریجاً تغییر شکل میدهد و خاصیت جنسی و شهوانی خود را از دست میدهد و جنبه روحی و معنوی به خود میگیرد. این عده قائل به دوگانگی عشق از لحاظ کیفیت و هدف هستند وگرنه از لحاظ ریشه و مبدأ آن را با شهوات یکی می دانند.
هنگامی که انسان تحت تأثیر این نوع عواطف و احساسات عالی قرار میگیرد محبوب و معشوق در نظرش احترام و عظمت پیدا میکند و سعادت او را میخواهد و آماده است خود را فدای خواستههای او کند.
از نظر ایشان جای تعجب نیست که یک امر مادی شکل معنوی به خود بگیرد زیرا میان مادیات و معنویات دیوار غیر قابل عبوری وجود ندارد و هر امر معنوی اصل و پایه مادی و طبیعی دارد و هر امر مادی یک گسترش و بسط معنوی.(6) ویل دورانت مورخ معروف فلسفه در کتاب لذت فلسفه این نظریه را برگزیده و با رأی فروید بر شدت مخالفت میکند.(7)
ملاصدرا تابع نظریهی دوم است و معتقد است ممکن است عشق در غیر جسمانیات و متعلقات ماده هم یافت شود.(8) لذا او عشق را دو قسم کرده است: یکی عشق حقیقی و دیگر عشق مجازی.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱٠/۱٠ - سنگ صبور